تبليغاتX
معرفت + عشق
 
معرفت + عشق
 
 
 
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا


 ولادت آقا ومولایمان حضرت رضا (ع) برشما دوستان عزیزم مبارک

زائری بارانی ام آقا به دادم میرسی؟

بی پناهم خسته ام تنها به دادم می رسی؟

گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟

از کبوترها که می پرسم نشانم میدهند

گنبد و گلدسته هایت را به دادم میرسی؟

ماه یافتاده بر خاکم لبالب تشنگی

پهنه آبی ترین دریا به دادم می رسی؟

ماه نوراین شبهای سیاه عمر من

ماه من ای ماه من آیا به دادم میرسی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی؟

باز هم مشهد مسافرها هیاهوی حرم

یک نفر فریاد زد آقا به دادم می رسی؟

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 20:15  توسط حمید  | 
 

مردى از امام صادق علیه السلام نصیحتی خواست! آن حضرت به او فرمودند:

1 - اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟!

2- اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟!

3- و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟!

4- و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟!

5- و اگر كیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟!

6- و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟!

7- و اگر (كارنامه) اعمال بر خدا عرضه مىشود، پس فریب براى چیست؟!

8- و اگر گذر كردن بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟!

9- و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟!

10- و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!

دوست عزیز، من و تو كه الان این مطلب را خواندیم، وقت آن است كه چند دقیقه‌ای به

این چیست و چراها فکر کنیم !

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 20:13  توسط حمید  | 

 

خوشابحال كساني كه توي خرج خونه شون موندند ولي نمي ذارن كسي خبردار شه  

خوشابحال كساني كه از اطرافيانشون رنجيدند ولي به كسي شكايت نمي كنند  

خوشابحال كساني كه دائما مريض احوالند ولي مدام مي گن خدايا شكرت  

خوشابحال كساني كه تحت ظلم ظالمي هستند ولي حرمت شكني نمي كنند  

خوشابحال داغداراني كه در خلوت خود اشك مي ريزند ولي فغان نمي كنند  

چراكه  

الله مع الصابرين

 

و خوشابحال كساني كه گروه بالا رو پيدا مي كنند و به دادشون مي رسند  

چراكه  

الله يحب المحسنين 

 

    ولادت امام رضا مبارک   

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 17:49  توسط حمید  | 
 
زمان به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.........

بوسیدن قول ماندن نیست...............

وعشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست!

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:42  توسط حمید  | 

 

خوشبخت کسی است

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد

ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است
 
 زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند
 

( مونتسکیو)

 


خوشبخت کسی است که راه قدر دانی از خدمت دیگران را بلد است

و شادی دیگران را به قدر شادی خود حس میکند

( گوته)

 

من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد

 همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد

( ابراهام لینکلن)

 

برای نیل به خوشبختی هیچ راهی خطاتر از

 لذت طلبی و کوشش برای درک عیش و نوش و خوشیهای عالم نیست

( ارتور شوپنهاور)

 

غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است

که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از انجا می گذریم و ان دل خود ماست

( موریس متر لینگ)

 

خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی اینکه خود داشته باشیم

دیگران را از آن بر خوردار کنیم

( کارمن سیلوا)

 

خوشبخت کسی است که دم را غنیمت میشمارد و به خود میگوید

 من امروز خوشم تا فردا چه پیش اید

( درایدن)

 

 بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند

 مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید

( لناو)

 

انسان در اغوش خوشبختی ،خوشبختی را جستجو میکند

( دشتی)

 

بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند

 خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است

( اندره موروا)

 

یکی از راههای خوشبختی این است که

شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکر گذار باشی

( هرشل)

 

 

به دست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است

 اما چیزی را که برای به دست آوردن آن تلاش نمی کنیم خوشبختی است

( لوسیا)

 


انسان برای خوشبختی خلق شده و خوشبختی از راه کار مفید حاصل میشود

( ساموئل اسمایلز)

 

به عقب نگاه نکنید ممکن است خوشبختی را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید

( ساچل پیچ)

 

خوشبختی چیزی نیست که ان را حس کنیم فقط باید ان را به یاد بیاوریم

( اوسکارو ایلد)

 

این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد

 بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد

( ویلیام شکسپیر)

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 13:28  توسط حمید  | 

آنچه را که دوست داري بدست آور وگرنه مجبور ميشوي

آنچه را که دوست نداري تحمل کني هميشه

باورداشته باش که خدا تو را فراموش

نمي کند حتي اگر تو او

را فراموش کرده

باشي

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 22:8  توسط حمید  | 

 

مراقب افکارت باش آنها به گفتار تبدیل می شوند.

مراقب گفتارت باش آنها به کردار تبدیل می شوند.

 مراقب کردارت باش آنها به عادت تبدیل می شوند.

مراقب عاداتت باش آنها به شخصیت تبدیل می شوند.

مراقب شخصیتت باش که سرنوشت تو را خواهد ساخت.

   فعلا خداحافظ ( مراقب خودتون باشید )

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 17:7  توسط حمید  | 

از خدا پرسيدم : خدايا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد :

* گذشته ات را بدون هيچ تاسفی بپذير

* با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آينده آماده شو

* ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز

* شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت انداز

* زندگی شگفت انگيز است ، فقط اگر بدانيد که چگونه زندگی کنيد

* مهم اين نيست که قشنگ باشی ، قشنگ اين است که مهم باشی! حتی برای يک نفر

* مهم نيست شير باشی يا آهو ، مهم اين است با تمام توان شروع به دويدن کنی

* کوچک باش و عاشق .. که عشق می داند آئين بزرگ کردنت را

* بگذار عشق خاصيت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی

* موفقيت پيش رفتن است ، نه به نقطه پايان رسيدن

* فرقی نمی کند گودال آب کوچکی باشی يادريای بيکران ...زلال که باشی،آسمان در توست

* انسان از اعمال ، عادل شمرده می شود نه از ايمان تنها

* بزرگترين محدوديت انسان ، ساخته ذهن اوست

* آنچه هستيد شما را بهتر معرفی می کند تا آنچه می گوييد

* مطالعه ، يگانه طريق آشنايی و گفتگو با بزرگان است

* بزرگترين مشکلات در جايی نهفته است که ما هرگز انتظارش را نداريم

* با هزار کس مشورت کن و راز خود با يکی مگو

* از پيروزی تا سقوط فقط يک گام فاصله است

* در دنيا خفتگانی هستند که بيداريشان همچون بيداری اژدها وحشتناک است

* سه قدرت عظيم بر جهان حکومت می کند : حماقت ، ترس ، حرص

* در هر اجتماعی قسم بيشتر خورده شود ف آن اجتماع خراب تر و مردمش دروغگوترند

* تمام عظمت و منزلت انسان در تفکر اوست

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 11:37  توسط حمید  | 

 

فقط‌ کسایی‌ که‌ زیاد گریه‌ می‌کنن‌ می‌تونن‌ قدرِ قشنگی های‌ زند‌گی‌

رو بدونند، خوب‌ بخندند‌!

گریه‌ کردن‌ آسونه‌ و خندیدن‌ سخت‌!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:58  توسط حمید  | 

هنر نیست که کسی را دوست داشته باشی چرا که هر کسی می تواند کسی را دوست داشته باشد ! پس تو مثل دیگران بوده ای و نه متفاوت با آنان ! هنر نیست که در وصف معشوقت شعری بگویی و یا مطلبی بنویسی چرا که هر کس دیگری هم می تواند بهتر و یا بدتر از شعر و مطلب تو بگوید و یا بنویسد ! هنر نیست که در غم فراق معشوقی ، نحیف و لاغر شوی و کنج عزلت برگزینی چرا که دیگران نیز می توانند چنین کنند و حتی به مراتب بیشتر از تو روی بخراشند و جان را عذاب دهند ! هنر نیست که از شوق دیدن یاری ، دل و دین از دست دهی و اشک شادی بریزی چرا که معمولا هر انسان دیگری هم می تواند – کمتر یا بیشتر - با دیدن معشوقش چنین و چنان شود . پس دوست داشتن هنر نیست . حالا با هر کیفیتی که می خواهد باشد !

هنر این است که دوستت داشته باشند . دوست داشته شوی و بتوانی حد نگه داری ! هنر این است که محبوب کسی باشی اما دچار غرور نشوی ! آداب دان باشی – آداب دوست داشته شدن را می گویم ! هنر این است که می دانی کسی دیوانه وار دوستت دارد و تو با رفتارهای نسنجیده دیوانه اش نکنی و به جنونش نرسانی ! هنر این است که بدانی دوستت دارند و بعد برای عاشقت و یا معشوقت – چه فرقی می کند معشوق هم به نوعی عاشق است و عاشق هم به گونه ای معشوق _ طاقچه بالا نگذاری ! هنر این است که به محض این که متوجه شدی مورد توجه هستی دیگر روح دوستدار و عاشقت را نخراشی  ! اینها هنر است .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:15  توسط حمید  | 
 
 

نمیتوانم ادعا کنم همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم...

اما میتوانم ادعا کنم لحظاتی که به یادشان نیستم هم دوستشان دارم...

 

ای دوست! دوستت دارم...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 17:59  توسط حمید  | 

خیلی از ما آدمها به خیلی چیزهایی که تو زندگی می خواستیم و دوست داشتیم برسیمِ نرسیدیم

گاهی یکنفر آنقدر اذیتمان کرده که می خواهیم دیگه نباشه

خیلی وقتها جای خدا تصمیم گرفتیم...قضاوت کردیم...محاکمه کردیم....و کاملا حق را به خودمون دادیم

کاش یک روز بفهمیم ما هم اشتباه می کنیم..اشتباه کردیم

گذشته ها گذشتن..افسوس خوردن هیچ سودی ندارهBouncing Smiley

Bouncing SmileyBouncing SmileyBouncing Smiley

آینده هنوز نیامده ..کی مطمئنه  که روز دیگه ماه دیگه سال دیگه هست؟؟!!فقط باید به آیندمان امید داشته باشیم و حالمان رو شاد نگه داریم...زندگی کنیم...زندگی

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 12:58  توسط حمید  | 

دیروز به تاریخ پیوست

فردا معماست

و امروز هدیه است!

به نظرشما یک فرصت دیگه به من داده میشه؟؟!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 12:54  توسط حمید  | 
 

چرا کسانی که دم از رفاقت می زنند

در لحظه های  بی کسی

قیدت  را را حت می زنند

 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 12:41  توسط حمید  | 

 

الهی

تو آنی که از بنده ناسزا بینی وبه عقوبت نشتابی.

از بنده کفر شنوی ونعمت از اوبازنگیری

توبت وانابت براوعرضه کنی وبه پیغام وخطاب خود اورابازخوانی واگرباز آمد او را وعده

مغفرت دهی.

پس با دشمن بدکردار چنینی!

با دوستان نیکوکار چونی؟

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 13:56  توسط حمید  | 

امام سجاد علیه‌السلام براي دوست‌، حقي را بيان مي‌کند و مي‌فرمايد:

«حق رفيق و همراه تو آن است که تا مي‌تواني با نيکي و احسان با وي رفاقت کني و اگر

نتوانستي، حداقل با انصاف با او رفتار کن، همانگونه که تو را احترام و تکريم مي‌کند، به او

احترام بگذار، آن مقدار که در حفظ و نگهداري تو مي‌کوشد، در نگهداري او کوشا باش، نگذار

كه او در نيکي و خوبي، از تو پيشي بگيرد و اگر چنين کرد، آن نيکي را جبران کن و تا آنجا که

شايسته است، در محبت کردن و مهروزي به او کوتاهي نکن... » 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 18:44  توسط حمید  | 

کسی که رنگ پریدگی خزان را

ادراک کرده باشد

به نیرنگ گل های رنگ رنگ

دل نخواهد سپرد.

 

 

فعلا بای

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 18:42  توسط حمید  | 

خداوندا ! ما را از آنانی قرار ده : که درختهای اشتیاق در

باغهای سینه هایشان ریشه دوانده وشعله های عشق تو

آتش به دلهایشان زده و رایحه جمال تو پرنده افکارشان را

اوج تازه بخشیده . آنان که در مزارع قرب تو ، به چراگاه

مکاشفه آمده اند و از چشمه عشق تو با جامهای لطف تو

می نوشند

 |+| نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 19:39  توسط حمید  | 
 
از رفتنتت دهان همه باز...

انگار که گفته بودند:

پرواز...

پرواز...

 |+| نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 17:1  توسط حمید  | 

 

اگر در صحنه نیستی، هر کجا که می خواهی باش،

چه به شراب نشسته باشی و چه به نماز ایستاده

باشی، هر دو یکی است.

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 15:55  توسط حمید  | 
هر رفتنی رسیدن نیست،اما برای رسیدن

 راهی جز رفتن نیست

در کوچه های بن بست نیز راه آسمان باز

است 

 پرواز را بیاموز

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 0:9  توسط حمید  | 

هیچ می دانی چرا چون موج

 

در گریز از خویشتن ، پیوسته می کاهم ؟

                   

 این خاموشی نزدیک

                          

آنچه می خواهم نمی بینم

                                   

 و آنچه می بینم نمی خواهم


 

شفیعی کدکنی


 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 15:15  توسط حمید  | 
خداوند توفیق بدهد به اینکه هر چه می دانیم عمل نمائیم؛ اگر عمل کردیم به آنچه که می دانیم و زیر پا

نگذاشتیم و چشممان را نپوشاندیم [کار درست می شود]؛ ولی اگر چشم را پوشاندیم و [مثلاً] دست

روی چشم بگذاریم، قسم می خوریم که الآن روز را نمی بینیم!! راست هم هست، دروغ نیست. تا

کسی دستش را جلوی چشمش گذاشته روز و شب را نمی بیند، هیچ چیز دیگر را هم نمی بیند. عمل

 نکردن به معلومات هم همین طور است......ایت الله بهجت رحمه الله علیه .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 13:32  توسط حمید  | 

عیدتون مبارک

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 16:42  توسط حمید  | 
  در حضور واژه های بی نفس  

 صدای تیک تیک ساعت را گوش     

 شاید مرحم درد ثانیه ها را پیدا کنی.

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:14  توسط حمید  | 
 
  بالا